خانواده ایرانی
گرما را فقط در خانواده ایرانی باید حس کرد
نويسندگان
حسین اسفندیاری

مظلوم‌نمايي و تفرقه‌افكني

خيلي زود، بعد از آنكه سناريوي كودتاي مخملين با هوشياري ملت و مسئولين نظام اسلامي به شكست انجاميد، سناريوي «تداوم فتنه گري از طريق مظلوم نمايي» در دستور كار فتنه گران قرار گرفت. ادعاي برخورد خشونت آميز نظام اسلامي با مردم، ارائه آمار جعلي از كشته شدگان حوادث پس از انتخابات، طرح ادعاي دروغين تجاوز به بازداشت شدگان در زندان ها و اعلام بي گناه بودن مجرمان دستگير شده در فتنه سال 88، از جمله اين اقدامات در ذيل سناريوي مظلوم نمايي بود.

 
 

در ادامه سناريوي مذكور، مدتي است كه جمعي تحت عنوان «خانواده هاي زندانيان سياسي» توسط جريان فتنه خلق شده ،تلاش دارد تا با مظلوم نمايي، در تلطيف افكار عمومي نسبت به «مجرمين دربند فتنه» قدم برداشته و همچنين با اين عنوان جعلي به هجمه عليه نظام اسلامي ادامه دهد.

آخرين اقدام اين جمع بدون هويت مشخص، انتشار نامه اي سرگشاده خطاب به مراجع عظام تقليد است كه در آن خواسته شده تا در سفر رهبر معظم انقلاب اسلامي به قم نسبت به عملكرد نظام در برخورد با فتنه گران اعتراض نمايند. در مورد انتشار نامه فوق توجه به موارد زير ضروري است:

1- انتشار اين نامه را بايد در زمره اقدامات فتنه گران براي تحت الشعاع قرار دادن اين سفر مهم ارزيابي نمود؛ سفري كه جريان فتنه و حاميان بيگانه آنها را به شدت نگران كرده و در روزهاي اخير به شدت تلاش كردند تا با جوسازي رسانه اي، از دستاوردها و بركات آن بكاهند.

2- غرض ديگر از نوشتن اين نامه تلاشي است كه فتنه گران براي رو در رو قرار دادن روحانيت و مراجع عظام تقليد و نظام اسلامي دنبال مي كنند. آنان به خوبي مي دانند كه حوزه هاي علميه و مراجع عظام تقليد يكي از اركان مهم نظام اسلامي هستند كه بدون حمايت و پشتيباني ايشان تداوم حكومت ديني ممكن نخواهد بود. لذا تلاش دارند تا اين پيوند را شكسته و آن حمايت را كم رنگ كنند. اما به لطف خداوند متعال و هوشياري و بصيرت حوزه هاي علميه و مراجع عظام تقليد اين پيوند نه تنها تضعيف نگشته بلكه با علني شدن ماهيت فتنه گران در روز عاشوراي سال گذشته، شاهد تقويت پيوند حوزه هاي علميه و نظام اسلامي بوديم كه تجلي آن را در سفر رهبر معظم انقلاب اسلامي به شهر مقدس قم مي توان به عينه مشاهده نمود.

3- ويژگي ديگر اين نامه، توهين آميز بودن آن است به نحوي كه كساني كه خود را بايد تابع و پيرو مراجع عظام تقليد بدانند، ايشان را به پيروي از خود دعوت كرده! و در مقام تهديد برآمده و بزرگان دين را چنين انذار مي دهند كه: «به واقع در محكمه الهي پاسخ اين سوال كه چرا ظلم را به چشم ديديد و سكوت كرديد را چگونه خواهيد داد و خاموشي امروز را كه علامت رضا تعبير مي كنند، چگونه توجيه مي كنيد؟»

اين درست همان خوي طلبكارانه و ژست حق به جانب و بيماري اخلاقي است كه در نزد فتنه گران فراگير شده و دامن نويسندگان نامه را نيز گرفته است، به نحوي كه مدعي شده اند كه حق با آنها بوده و حتي اگر مراجع عظام تقليد نيز رأي به مجرم بودن فتنه گران دهند، باز هم بايد در عالم ديگر پاسخگو باشند كه چرا با فتنه گران همراه نشده و رأي بر برائت آنها نداده اند؟!

4- نويسندگان نامه از مراجع تقليد مي خواهند تا از رهبري بپرسند اگر علي(ع) امروز بود با فتنه گران چگونه برخورد مي كرد؟ در پاسخ بايد گفت علي (ع) با سربازان و فرماندهان دشمن در «جنگ نرم امروز» همان كار را مي كرد كه با سربازان و فرماندهان جبهه دشمن در «جنگ سخت ديروز» انجام داده است! علي(ع) همانقدر كه در برابر توده هاي مردم خاضع، متواضع و رئوف بود، در برابر فتنه گران و متجاوزان به حقوق الهي و عدول كنندگان از قانون و وابستگان به بيگانه و تفرقه افكنان در جامعه اسلامي استوار و قاطع عمل مي كرد و اگر امروز نيز بود بي گمان چنين بود!

4- نويسندگان نامه كه همچون سران فتنه همچنان در عالم توهم سير مي كنند، ادعا مي كنند كه «مگر مي شود جمع كثيري از هنرمندان و انديشمندان و متفكران و سياستمداران و استادان و دانشجويان و مردم كوچه و بازار سراسر كشور همگي فتنه گر و عامل دشمن و سرسپرده اجنبي باشند؟» خطاب به ايشان بايد گفت كه اولاً: كثير اين خيل از كجا آمده است؟! چرا كه در آخرين انتخاب مردمي سران فتنه در اقليت قرار داشتند و امروز بعد از آشكار شدن چهره حقيقي اين افراد بخش قابل توجهي از رأي دهندگان به موسوي و كروبي نيز ديگر از انتخاب خود پشيمان گشته اند! ثانياً: وجود برخي خواص غافل و دنيازده در صف حاميان فتنه دليلي بر حقانيت اين جريان نمي باشد چرا كه نمونه بسياري از اين خواص را در صف مخالفان علي(ع) و در اردوگاه ناكثين و قاسطين و مارقين مي توان مشاهده نمود!

5- ادعاي جالب توجه ديگر در نامه مذكور مقايسه اعتراضات اخير فرانسه و فتنه سال 88 است. اين در حالي است كه در فرانسه معترضين به برخي از سياست هاي اقتصادي دولت حاكم اعتراض داشته و خواستار تعديل و تغيير آن مي باشند. اين اعتراضات حد و مرز مشخص خود را داشته و هيچ گاه تا براندازي نظام سياسي به پيش نمي رود و احزاب و تشكل هاي سياسي و صنفي آنها به خوبي به مصالح ملي آگاه و پايبند مي باشند. همچنين اين حركت اعتراضي با حمايت هاي دشمنان خارجي فرانسه شكل نگرفته و طراحان آن با بيگانگان در ارتباط نمي باشند! اين در حالي است كه فتنه گران پس از انتخابات 22 خرداد، در اقدامي خلاف صريح قانون اساسي و با طرح مطالبات ساختارشكنانه و غيرقانوني، خواستار ابطال رأي 40 ميليوني ملت شدند و در اين مسير با حمايت بيگانگان تا مرز براندازي نظام اسلامي پيش رفتند و همه ارزشهاي نظام اسلامي از قانون اساسي تا جايگاه رهبري و انديشه هاي متعالي حضرت امام(ره) را مورد هتك قرار دادند!

سخن آخر خطاب به كساني كه نامه فوق به آنها منسوب است اينكه راه رهايي همسران و فرزندان تان از بند، تداوم فتنه گري و ايستادگي در برابر نظام اسلامي نيست، بلكه راه صحيح آن توبه عزيزان تان از اقدامات ناصواب انجام داده و بازگشت به آغوش ملت و نظام اسلامي است كه در اين صورت مي توانند در انتظار رأفت و مهرباني نظام اسلامي باشند.




 
 
[ دوشنبه 24 آبان 1389  ] [ 10:44 AM ] [ حسین اسفندیاری ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By Rasekhoon :.

درباره وبلاگ

پدر و مادر عزیزم شما چشم های من و رهبرم قلب من است بدون چشم می شود زندگی کرد اما بدون قلب حیات میسر نمی باشد. فرازی از وصیت نامه شهید شعبان اسفندیاری